تبليغاتX
کردستان شمالی

کردستان شمالی

سیاسی فرهنگی اجتماعی

اقوام آريايي در اروميه سكونت داشته‌اند

در خاكبرداري از محل احداث سد شهر چايي در شهرستان اروميه، يك سرنيزه متعلق به هزاره اول پيش از ميلاد مسيح (ع) كشف شده است.

محمد قرباني ـ رييس موزه شهرستان اروميه ـ در گفت و گو با خبرنگار ميراث فرهنگي ايسنا (خبرگزاري دانشجويان ايران) با اعلام اين مطلب افزود: سرنيزه‌ي مكشوفه‌ از حفاريهاي سد شهر چايي اروميه، از جنس برنز به طول 40 سانتيمتر، پاتيل گرفته و داراي يك شيار برجسته در وسط آن است و همچنين كناره‌هاي اين اثر ناقص مي‌باشد.

وي گفت: با توجه به اين كه حاشيه درياچه اروميه و همچنين رودخانه‌هاي مهم آن ازجمله رودخانه شهر چايي، نازلو و باراندوز جاي اين شهر در اواخر هزاره دوم قبل از ميلاد مسيح و همزمان با مهاجرت اقوام آريايي به ايران مخصوصا از ضلع شمال غربي كشور مركز سايت‌هاي زيادي درخصوص اين دوره بوده است ، اين محل زيستگاه خوبي براي تمدنهاي اين دوره به‌حساب مي‌آيد.

او ادامه داد: به لحاظ دسترسي اقوام به آب و مواد غذايي در اطراف درياچه‌ي اروميه و رودخانه‌هاي آن، شكل گيري آثار در اواخر هزاره دوم قبل از ميلاد مسيح (ع) بيش از دوره‌هاي ديگر به چشم مي‌خورد.

قرباني اظهار داشت: سرنيزه مكشوفه از حفاريهاي سد شهر چايي اروميه مربوط به اوايل هزاره‌ي دوم قبل از ميلاد مسيح و اواخر هزاره‌ي اول ميلاد مي‌باشد كه نشان دهنده‌ي سكونت اقوام آريايي در شهرستان اروميه مي‌باشد.

وي افزود: سر نيزه‌ي مكشوفه از حفاريهاي سد شهر چايي اروميه قابل مقايسه با اشيا و ابزارآلات جنگي مكشوفه از تپه حسنلوي شهرستان نقده، تپه‌ي مارليك در شمال كشور و ... مي‌باشد.

رييس موزه اروميه در پايان گفت: بعد از مطالعات علمي و بررسيهاي فني معلوم خواهد شد كه سرنيزه‌ي مكشوفه از حفاريهاي سد شهر چايي مربوط به كدام قوم و دوره مي‌باشد.

 

+ نوشته شده در  ساعت 18:34  توسط ئاوات  | 

کردها مایل به جدایی از ایران نیستند

کردها دنبال جدایی از ایران نیستند»                  با تشکر از  آقای هه لو
رضا جمالی

پس از برگشت از شهر کرکوک به اربیل، یک روز ظهر که مشغول صرف نهار در هتل محل اقامت‌مان بودیم، متوجه شدم که بهمن قبادی، کارگردان خوب ایرانی همراه تیم تولیدی‌اش کمی آن طرف‌‌تر مشغول صرف نهار است.

هنگام خروج بهمن قبادی از هتل، فرصت را غنیمت شمردم، دستگاه ضبط صدا را برداشتم، رفتم پیش‌اش تا گپی کوتاه با او داشته باشم. ولی وقتی متوجه شد من از طرف رادیو زمانه هستم گفت که ماموران امنیتی در ایران از او خواسته‌اند گفته اند که با رسانه‌های بیرون از کشور از جمله‌ رادیو زمانه گفت وگو نکند!

به‌هرحال در میان همراهان بهمن قبادی، یکی از روزنامه‌نگاران باسابقه‌ی کرد، بهرام ولد بیگی را دیدم که حاضر به گفت‌وگو با رادیو زمانه شد. بهرام ولد‌بیگی، مدیر انستیتوی کردستان در تهران و از فعالان سیاسی فرهنگی است که سال‌ها تلاش‌هایی را برای نزدیکی ایران با کردهای عراق انجام می‌دهد.

وی همچنین سردبیر روزنامه‌ی توقیف‌ شده‌ی «آشتی» هم بود که از پرتیراژترین روزنامه‌های کرد در ایران بود. گفت‌وگو را با بهرام با این پرسش شروع کردم که چطور شده به شهر اربیل آمده و دراینجا مشغول چه کاری‌ست؟

Download it Here!

خب، به‌هرحال ما پس از این‌که کردستان عراق آزاد شد، ارتباطات فرهنگی گسترده‌ای را در کردستان داشتیم. هیات‌های فرهنگی از ایران آمدند این‌جا، و هیات‌هایی از این‌جا رفتند ایران.

کلاً گرایش‌ کردهای این‌جا به فرهنگ ایرانی است‌، یعنی اگر کردها بخواهند ملتی را انتخاب کنند که در کنارش زندگی کنند، آن کسی نیست جز ملت ایران. من به‌عنوان یک روزنامه‌نگار و الان که مدیر انستیتو فرهنگی کردستان در تهران هستم‌، خودم هم علاقه دارم و هم به این‌گونه روابط و ارتباطات فرهنگی و تاریخی معتقدم.

شما مدیر انستیتو فرهنگی کردستان در تهران هستید. لطفاً کمی درباره‌ی فعالیت‌های این انستیتو توضیح بدهید؟

این تنها مرکز فرهنگی کردها در تهران است. در سال ۲۰۰۰ با مجوز وزارت فرهنگ تاسیس شده و یک موسسه‌ی غیرانتفاعی است و جمعی از روشنفکران کرد، آن را اداره می‌کنند و مجموعه‌ی فعالیت‌هایش در بخش فرهنگی‌، هنری و ارتباطات فرهنگی‌ست با روشنفکران ایرانی و کرد و چاپ کتاب و روزنامه و مجله و کارهای سینمایی و موسیقی و از این جور چیزهاست.

پیشتر در روزنامه‌ای کرد‌ی فعالیت داشتید و سپس چاپش توسط دولت ایران متوقف شد. علت لغو انتشار چه بود؟

ما در تهران روزنامه‌ای را چاپ می‌کردیم به نام «روزنامه‌ی آشتی». تنها روزنامه‌ی کردی‌­ فارسی بود در ایران که در تهران منتشر می‌شد. من سردبیرش بودم. بعد از سی و نه شماره توقیف شد و بعد از سه و نیم سال رفت‌وآمد به دادگاه‌، ما محکوم شدیم.

خب به‌هرحال روزنامه‌ی ما بیشتر به مسایل کردستان می‌پرداخت که در دوران دولت آقای خاتمی شروع به‌کار کرده بود ودر دولت آقای احمدی‌نژاد توقیف شد. طبیعی‌ست که ما کردها، در ایران بیشتر مسایل سیاسی داریم که هنوز متاسفانه حل نشده. نگاه‌ها به مساله‌ی کردها نگاه‌های امنیتی‌­ سیاسی است. ما ایرانی هستیم و در این مملکت به‌عنوان شهروندانش زندگی می‌کنیم، حق آب وگل داریم و به‌قول نویسنده‌ها تعداد مردگان‌مان بیش از زندگان‌مان است. ولی متاسفانه به‌عنوان شهروندان درجه دو در این حکومت به ما نگاه می‌کند. ما هیچ مشکل فرهنگی و سیاسی با ملت ایران نداریم. ما هم ایرانی هستیم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 15:45  توسط ئاوات  | 

بنیان‏های تاریخی کردان

علمای تاریخ و نژاد بر استواری این رأی که تیره‎های « کرد» از اصیل‎ترین تیره‎های ایرانی هستند اتفاق نظر دارد.

به عقیده زبان‎شناسان، زبان کردی با لهجه‎های گوناگون آن، ضمن آن که خود یکی از فروع زبان کهن ایرانی است، با فارسی رایج، در الفاظ و معانی، قرابت و پیوستگی بی‎مانندی دارد. به طوری که بیش‎تر واژه‎های دو زبان، هم در ریخت لفظ و هم در ساخت معنی، از یک ریشه‎ی مشترک مشتق می‎گردند. از سوی دیگر آن دسته از واژگان باستانی که در زبان کردی به کار می‎رود، میان دیگر تیره‎های ایرانی، چونان گیل، تات، پشتون، تاجیک و... هم‎چنان بکار گفتار می‎آید.

آیین‎های ایرانی، مانند نوروز، مهرگان، و سده، میان کردان با شکوه بی‎مانندی برپا می‎گردد و از تقدسی ویژه برخوردار است تا امروز هم در میان گروه‎های بزرگی از کردان که به فرقه‎های کهن دینی این سرزمین منسوبند، ردپای بسیاری از باورهای «مغانی»، «مزدکی»، «زروانی» و «مانوی» دیده می‎شود که نمادی از اعتقاد مشترک باستانی آنان با کیش‎های ملی ایرانی می‎باشد.(1)

از این گذشته روایات تاریی، طایفه مغان، نگهبان دین باستانی ایران را از قوم ماد، یعنی از تیره کردان معرفی می‎کنند. وجود آتشکده‎ی بزرگ «آذرگشنسب» در تخت سلیمان که آتش مقدس آن بیش از هزار سال خاموشی نگرفت، این نظر را تقویت می‎کند.

به گواهی تاریخ از همان آغاز که سرنوشت مشترک و تاریخی اقوام ایرانی رقم زده می‎شود، کردان نقش بنیادینی در شکل‎گیری محتوم آن داشته‎اند. چنان که در جنبش بزرگ ایرانی نژادان آریایی برای جای گیری در بخش‎های باختری و جنوبی فلات ایران، کردان به همراه پارسیان پیش آهنگ دیگر ایرانیان بوده‎اند. دولت بزرگ ماد که نخستین دولت ایرانی پایه گرفته بر فلات ایران بود، «کرد» شمرده می‎شد. زیرا که مادها، اسلاف کردها هستند. کورش که توانست آرمان مادها را تحقق بخشد و فلات ایران را به زیر یک پرچم درآورد، از سوی مادر نسبت به کردان می‎برد. اردشیر بابکان بنیان‎گذار دولت بزرگ ساسانی که نسبت به بازرنگیان می‎رساند، کردتبار به شمار می‎آمد.

روایت‎های تاریخی به روشنی می‎نمایند که طایفه‎ی «بازرنگیان» فارس از تیره کردان آن سرزمین بوده‏اند،  همان‎گونه که طایفه‎ی شبان کاره هم که از اواخر دوره‎ی آل بویه طی چند سده در قسمتی از سرزمین فارس صاحب قدرت و شوکت بودند، از تبار کردان فارس به شمارند.تیره‎ی ایرانی نژاد کرد در طول تاریخ نه تنها سرنوشت مشترک با دیگر تیره‎های ایرانی نژاد فلات ایران داشته است، بلکه در دوره‎هایی از زندگی ملت ایران با بردوش کشیدن رسالت راهبری جامعه‎ی بزرگ اقوام ایرانی، توانسته است شکوه‎مندترین دوران سرافرازی تاریخ ایران را نیز پدید آورد. کشش‎های تاریخی این سرنوشت مشترک سبب شده است که حتا در دوران تجزیه‎ی سرزمین‎های کردنشین از ایران (چه به هنگام تسلط جبارانه‎ی امپراتوری عثمانی و چه در زمان حکومت غاصبانه‎ی دولت‎های مخلوق استعمار بر این سرزمین‎ها)، فریاد آزادگی بخش وحدت خواه مردم کرد برای پیوند با میهن بزرگ جامعه‎ی اقوام ایرانی.............
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 21:33  توسط ئاوات  | 

آلمان، ترکیه و تکرار و نفی تاریخ

 

Nazism

 

 بهمن توتونچی


قبل از مقدمه دونکته ی مهم لازم به ذکر است . اول اینکه چندی پیش پارلمان ترکیه در صدد بود که ماده ای را در خصوص کشتار ارامنه به تصویب برساند بطوریکه هر کس از کشتار دهشت بار ارامنه در جامعه سخنی به میان آورد و آن را منکرنشود به جرم بیان حقیقت مجازات خواهد شد. و نکته ی بعدی در خصوص کشور آلمان و رابطه ی آن با ترکیه می باشد بطوریکه در این روزها جهان نظاره گر برخورد غیر انسانی و غیر دمکراتیک دولت آلمان با کردها ی مقیم آن کشور می باشد .

وقاحت و بی شرمی آلمانی ها به جائئ رسیده که حتی خواستار بستن کانال Roj TV شدند و این در حالیست که آلمانی ها خود را بانی و علمدار حقوق بشر و دمکراسی در دنیا ی امروز می دانند . اما غافل از اینکه آفتاب حقیقت هر روز فروزنده تر و درخشنده تر از قبل بر وجدانهای آگاه تاریخ بشری می تابد .


مقدمه:

وقتی اسناد ومدارک تکان دهنده درباره ی قتل عام ارامنه درسال 1915را ،آن هم از زبان ترک هابه عنوان شاهدان عینی می خوانیم واز فجایع خونین و دهشت بار عمال عثمانی مطلع می شویم تنها یک عبارت بر زبان می آید:«شهوت حیرت آور شکنجه»که سرتاسروجود ترکان عثمانی وهیات حاکمه ی آن ودربار آل عثمان را فرا گرفته بود .جنایات دولتمردان فناتیک ترک چه در گذشته و چه در حال از دیدگاه جهانیان پنهان نخواهد شد،چرا که حافظه ی تاریخی جامعه ی بشری را نمی توان انکار کرد.جهان چگونه می تواند به فراموشی بسپارد بدن نوجوان ارمنی را قبل از آنکه بر توده ی هیزم های گداخته بیاندازند وآتش بزنند ، با کارد پاره پاره کردند.یا مرد ارمنی دیگری که چشم های او را با آهن گداخته از حد قه بیرون آوردند. و سربازان فاشیست ترک که بوی تعفن شان خاک کردستان را آلوده کرده ، بعد از این که به یک زن باردار ارمنی تجاوزمی کنند،شکم او را پاره پاره کرده و جنین را خارج می سازند وبه سنگ می کوبند .آری این است حقیقت وجودی دولتمردان ترکیه چه در گذشته وچه در حال که فرهنگ ترور ، تجاوز ، انکار و امحاء ، آدم ربایی رهبران وپیشوایان وزهرآلود کردن اووحیله گری رابه فرهنگ جامعه ی جهانی افزوده اند وبا این پیشینه ی پر افتخار تاریخی !!.. خواهان ورود به اتحاد یه ی اروپا هستند. جهان هستی بر این باور بود که دولتمردان وسیاستمداران ترکیه فکورانه وعا قلانه به اطراف خویش می نگرند وبا تعمق وتحلیل مسایل روز نه تنها تاریخ را نفی نمی کنند بلکه از تکرار تاریخ جلو گیری واز آن پند می گیرند. اما با زهرآلود کردن عبدالله اوجالان ثابت کردند که نه تنها شایستگی ورود به اتحادیه ی اروپا را ندارند ،بلکه ازدرسهای تاریخ پند نمی گیرند و روحیات پلید حیله گری وتجاوز آل عثمان همچنان در خون دولتمردان ترک جاری است .حال دراین مقال سعی برآن است که مروری کوتاه بر جنایات ،کشتارو قتل عام ارامنه توسط دولتمردان ترکیه داشته باشیم که امروزه هم بعداز گذشته 92سال دولتمردان فناتیک وکور ذهن ترک منکر آن هستند. زیرا آنان غافل اند از این که لازمه ی حقیقت آن است که همواره جلوه گر باشد وپنهان نماند ،چرا که پنهان برای آن است که روزی آشکار گردد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 19:18  توسط ئاوات  | 

مسئله ی کرد در ترکیه

 

 

مسأله كرد در تركيه

                                                                               

بيش از نيمي از جمعيت كردها در تركيه زندگي مي كنند كه بيشتر متوجه جنوب وشرق اين كشور است و آن به دليل مهاجرت اجباري كردها به اين قسمت است اين روند از عهد بيزانس آغاز شده است اما فرايند رشد آن در قرن اخير بي سابقه بوده است كردها بيش از چهل درصد جمعيت تركيه را دارا هستند كه البته به دليل عدم سرشماري درست و اهداف مغرضانه ي حكومت مركزي از ميزان دقيق جمعيت كردها در تركيه اطلاع دقيقي در دست نيست اما به احتمال زياد اين رقم بيش از 30 ميليون نفر باشد. كردها در تاريخ خاورميانه و همچنين اسلام نقش غير قابل انكاري داشته اند و اين در پيوند تركيه با ايران بيشتر صادق است با اين وجود كردها هميشه تحت ظلم وستم حاكمان خود بوده اند در كشور براي كردها مشكلات سياسي اجتماعي زيادي بوجود آوده اند اين مسائل به چند مورد محدود نمي‌‌شود. احسان نوري پاشا در اثر خود «جنبش ملي كرد در تركيه» به مواردي چون اختلاف و دو دستگي بين كردها گرفتن باج و خراج،‌ نژاد پرستي،‌ ترك سازي و تبعيد، زور مداري ارتش، بدرفتاري و... اشاره مي كند كه هدف از ايجاد آن ها را از سوي حاكمان بي رنگ كردن هويت كردي مي داند.

مجموعه ي فشارها و تبعيض هايي كه عليه كردها صورت مي گرفت موجب صورت گرفتن چندين قيام شد؛ در اويل سده ي هيجدهم حاكمان عثماني با مشكلاتي درون حاكميت دست به گريبان بودند كه امراي محلي كرد توانستند به اهداف خود نزديك شوند. اما در دوره سلطان محمود دوم (1808- 1839) با انجام اصطلاحاتي از سوي او و در پيش گرفتن سياست متمركز كردن حاكميت، امراي كرد (محمد پاشاي روانداز- بدر خان بيگ) شكست خوردند. پس از شكست اين امرا جامعه ي كرد مبارزات خود را همچنان ادامه داد با اين تفاوت كه رهبري آن ها به دست نوع ديگري از امرا افتاد كه شيوخ گفته مي شوند.

شورش شيخ عبيدالله و شيخ سعيد پيران نمود نوعي ديگر از قيام بودند كه جنبه ي مذهبي داشتند. اين قيام ها در دستگاه حاكميت تركيه تأثير متفاوتي بوجود آوردند. حاكميت تركيه كه مبناي آن بر جدايي دين از سياست دنبال مي شد نمي توانست تصور كند كه حكومتي ديني در اين كشور يا حتي كنار مرزهاي اين كشور صورت بگيرد. حتي در ايران هم شورش قاضي محمد كه خود از سران مذهبي بود. جنبه ي ديني داشت كه اين قيام ها نه تنها براي ايران و تركيه حتي براي بريتانياي كبير نيز نگران كننده بود آنان از تأسيس يك خود مختاري قدرتمند و جنبش برآمده از اسلام به شدت واهمه داشتند چنانكه عصمت اينودر سخنراني اي در سال 1925 صريحاً اعلام كرده بود كه هر كس از اسلام عليه ما استفاده كند خرد و نابود خواهيم كرد [رابرت اُلسن- مسأله ي كُرد و روابط ايران و تركيه]

سياست جديد تركيه با ظهور آتاتورك در سال 1924 مبني بر حذف هويت فرهنگي، كردي و سياسي كردستان دنبال شد، سياست جذب كه بر مبناي آن بايد هر كردي در منطقه ي كردستان هدف سياست ترك كردن كشور را بپذيرد بكار گرفته شد و پس از آن اعلام شد كه نبايد براي غير ترك درجه ي اجتماعي قائل شد. همچنين براي اينكه قدرت و استفاده ي خود را محفوظ بدارند هيچ گاه اجازه ندادند روشنفكران كرد پايه و مقامي داشته باشند.

 در انتخابات كانديدا ها توسط دولت انتخاب مي شوند و مردم موظف به رأي دادن به آن ها هستند در نتيجه كانديداها بر مردم تحميل مي گردند.

اينگونه بد رفتاري ها با امراي كرد در حالي بود كه در جنگ تركيه با يونان و قبل از آن عثماني با شوروي و ارامنه، كردها در دفاع از كشور رشادت هاي بسيار نشان داده بودند. بنابراين انتظار مي رفت كه حداقل حقوق انساني آن ها از جانب ترك ها رعايت گردد. متأسفانه اين خواسته ي بر حق آن ها تحقق نيافت تا زمينه براي قيام هاي بعدي فراهم گردد.

بحران و مسأله ي كردها در قرن بيستم همچنان ادامه داشت كه بارزترين آن در تركيه در چند دهه ي اخير مسأله ي پ.ك.ك بوده است كه رهبري آن را عبدالله اوجالان بر عهده داشته او يك انقلابي بزرگ، قيام عظيمي عليه سياست ترك ها به راه انداخت و حاكميت آن ها را بشدت تهديد كرد. اوجالان هنگامي كه در كشور سوريه حضور داشت حتي كشور تركيه براي استرداد او سوريه را تهديد به حمله نظامي كرد. سرانجام اوجالان از اين كشور گريخت و پس از مدت ها سرگرداني با حيله و نيرنگ و با حمايت كشورهاي آمريكا و اسرائيل به اسارت نيروهاي ترك درآمد.

بذر مبارزه اي كه او در تركيه بنيان نهاد در سال هاي اخير اين كشور را با مشكلات عديده اي روبه رو كرده است. قيام دو دهه ي اخير كردها براي تركيه سالانه 8 ميليارد دلار هزينه به اقتصاد در هم ريخته‌ي ترك ها وارد كرده است [به نقل از عبدالله ابريشمي در كتاب مسأله ي كرد در خاورميانه و عبدالله اوجالان]

در مورد خشونت افراد مسلح نبايد يكجانبه قضاوت كرد. فشار و كشتار حكومت تركيه نسبت به كردها و نايده گرفتن حقوق آن ها عامل اصلي بوده و اوجالان را نبايد مسئول جناياتي دانست كه باني آن دولت نژاد پرست تركيه بوده است.

در برابر آن همچنين بايد اين انديشه را مطرح كرد كه اگر دولت تركيه حقوق انساني كرد ها را رعايت مي‌كرد به راستي نه مسأله اي به نام بحران كرد وجود داشت و نه پ.ك.ك.

با توجه به مباحث انجام گرفته اين سؤالات مطرح مي گردد:

-  كه به راستي آيا مسأله ي كرد نتيجه نظام هاي فاشيستي و نژاد پرست حاكم بر اين كشور نيست؟

-  تا چه هنگامي وقايع نويسان و تاريخ نگاران چشم خود را به روي واقعيات مي بندند.؟

-  آيا مي توان براي مردم دردمند و رنجور كرد نويد روزي را داد كه به گفته ي رابرت السن از حيات آن ها، به مسأله و مشكل ياد نشود.

جواب اين سوألات را بايد به آينده موكول كرد و اميد داشت كه حاكمان ترك چشم خود را باز كنند و بدانند كه كردها، ترك هاي وحشي نيستند بلكه آن ها هم حقوق انساني دارند و تا زماني كه مشكل آن ها حل نشود نه تنها تركيه بلكه حتي خاورميانه هم در بحران بسر خواهد برد و سرمايه ها و فرصت‌هاي سازندگي صرف سركوب و جنگ هاي داخلي خواهد شد.

+ نوشته شده در  ساعت 23:27  توسط ئاوات  | 

زير آرواره گرگ خاكستري

 

 

بيست و چهارم ژوئيه 1923 بر پايه پيمان لوزان شناسايي بين المللي تركيه تأمين شد و در اين ميان هيأت نمايندگي آنكارا در لوزان اعلام كرد كه:« دولت منصوب مجلس بزرگ ملي، دولت كرد نيز هست و نمايندگان واقعي آنها در كنار تركان مي نشينند. ترك و كرد در دولت مشاركت برابر دارند و اين دو اگرچه ممكن است به زبانهاي مختلف صحبت كنند، چندان اختلافي با هم نداشته و از نظر نژاد، مذهب، آداب و رسوم گروه واحدي را تشكيل ميدهند.» بر پايه اين پيمان بخش عمده مناطق كردنشين به حكومت تركيه واگذار شد ولي در آن هيچ اشاره اي به كردان نرفت و برايشان هيچگونه حقي منظور نگرديد. البته موادي چند مبني بر لزوم پشتيباني از اقليتها در اين پيمان وجود داشت اما در بندهاي ديگر تصريح شده بود كه منظور از اقليتهاي مورد اشاره اقليتهاي غير مسلمان (ارمني، يوناني، ...) مي باشد. رهبران آنكارا با طرح اين استدلال كه كردان بگونه برابر با تركان در اداره امور تركيه سهيم اند از پذيرش آنها بعنوان يك اقليت امتناع ورزيدند. چند سال بعد كردان نه تنها بعنوان« شركا و متحدين برابر» پذيرفته نشدند، بلكه موجوديت شان هم انكار گرديد

به تازگي نيز، پس از گامهاي پيشرونده كردان در عراق، طيب اردوغان، نخست وزير تركيه اظهار داشت: در تركيه چيزي بنام اقليت كرد وجود ندارد. كردها مانند تركها در اداره كشور سهيم هستند
به واقع اين بيانات جناب اردوغان جاي سپاس بيكران دارد؛ چه، جايگاه كردان را از رده« ترك كوهي» به مرتبه بلند« مانند تركها» فراز نموده است
اين در حالي است كه از سال 1925 زبان كردي ممنوع شده و چاپ و نشر كتاب و مجله هاي كردي هنوز غير قانوني است و بخاطر سركوب شديد متنهاي سياسي و ادبيات كردي بگونه مخفيانه منتشر ميشود....

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 19:52  توسط ئاوات  | 

حادثه هولناک قارنا

کشتار فجیع مردم  قارنا و نقده  هرگز از ذهن تاریخ بیرون نمی رود

 

کشتار قارنا

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.

قارنا ( به‌ کوردی قارنا، قارنێ Kurdish Qarna, Qarnê ) روستایی کردنشین از توابع شهرستان نقده در استان آذربایجان غربی است، که در هفت کیلومتری جنوب غربی نقده واقع شده است این روستا در تاریخ 11شهریور 1358 شمسی برابر با 2 سپتامبر 1979 در کشاکش جنگ کردستان مورد حمله عوامل مسلح ترک زبان جمهوری اسلامی قرار گرفت که در جریان آن 68 تن از اهالی روستا کشته شدند.[۱][۲]

قبل از کشتار

بعد از برکناری رژیم پهلوی در انقلاب مردمی پنجاه وهفت، مردم کردستان خواهان به رسمیت شناخته شدن خودگردانی داخلی مناطق کردنشین شدند. چندی بعد پس از یکسری اتفاقات از جمله اغتشاش در شهرهای دوگانه نشین منطقه مکریان به تحریک عوامل جمهوری اسلامی، راندن روستائی ها از خانه هایشان توسط فئودال های مسلح شده، اعزام نیروهای سپاه و ارتش به مناطق خودگردان و سرانجام فرمان خمینی مبنی بر اشرار خواندن اکراد و نامشروع خواندن خواسته ی آنان همچنین دستور حمله به کردستان، موجب بوجود آمدن وضعیتی غیر عادی در کردستان شد. اکثر این اتفاقات توسط مسئولان جمهوری اسلامی، جهت تضعیف منطقه خودگردان و سرانجام حمله به آن یا بوجود می آمد و یا دامن زده می شد. که از آن جمله میتوان به موارد زیر اشاره کرد. اعزام صادق خلخالی وایجاد دادگاه های انقلاب در کردستان، مسلح کردن عده ای از مخالفان خودگردانی تحت عنوان پیشمرگان مسمان کرد، مسلح کردن فئودال ها توسط چمران برای راندن روستاییان از زمین هایشان و ناامن نشان دادن منطقه، مسلح کردن ترک زبان مناطق دوگانه نشین تحت عنوان جوانمردان برای مقابله با درخواست گروه های کرد توسط ملا حسنی نماینده خمینی و... [۳]

 

قبل ازاينكه مرورکوتاهی به ماجرای"قارنه"داشته باشم ، لازم ميدانم اشاره کنم که: در 24 ساعت گذشته آنزمان اوضاع بخش شمالی کردستان  شرقی اطراف درياچه اروميه ميدان جنگ ودرگيريهای زيادی ميان پيشمرگان ونيروهای نظامی بودکه بوسيله فانتوم و هليكوپترهای جنگی پشتيبانی ميشدند . درهمين روزدرشهرسلماس حكومت نظامی اعلام گرديد وشهرپيرانشهرهم ازطرف ارتش تسخيرواشغال گرديد .دراين هنگام يك کاميون نظامی نيزدرگردنه دواب"جاده پيرانشهر نقده"براثرپرتاب يك نارنجك ازطرف پيشمرگان کُرد که مسئول انهايك فرمانده حزب دمكرات کُردستان بودمنفجرميشود که درجريان ان ازميان 18 نفرسرنشين 15 نفرکشته و 3نفرديگرزخمی ميشوندکه بعدازانتقال کشته وزخميها به بيمارستان نقده اوضاع شهرمتشنج ميشود.) روزنامه کيهان 12 شهريور 58 ص11).....



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 19:11  توسط ئاوات  | 

آقای محمد آزادگر: حزب دموکرات کردستان اورومیه و ... را داخل کردستان به حساب می‌آورد. کومله ... نیز ماکو را ... شهری از کردستان به حساب آورده‌اند.... اورومیه و ماکو و خوی و سلماس و .... جزو لاینفک آذربایجان هستند!

رامبد لطفی پور: چنانکه میدانیم شهر ماکو همچون برخی از دیگر شهرهای کردستان مانند اورمیه - نقده - میاندوآب - سلماس و.... بافت جمعیتی آن از ترکیب دو ملت کرد وترک به وجود آمده است.... اما واقعیت این است که ماکو - ارومیه - نقده - میاندوآب - سلماس و..... هم شهرهای کردستانی هستند این واقعیت مناقشه بردار نیست. این شهرها هر چند که ساکنان ترک زبان هم داشته باشند اما سرزمین کرد هستند وترکها در آنجا مهمانند وقابل احترام وباید با انها محترمانه رفتار نمود. همچون اقلیتی ساکن این سرزمین‌اند. در سرزمین کردها به سر می‌برند.براین مسأله هیچ ایرادی نیست

آقای نظمی افشاردر نامه‌ای به دبیرکل حزب دموکرات به او هشدارداد که بهتر است کردها چشم به سرزمین آذربایجانی‌ها ندوزند و به «برادر هجری» یادآور شد که جلوی این داوری‌های «بیمارگونه و آرزوهای توسعه طلبانه و دور از عقل» را بگیرد

آقای حسن زاده به این «شوینیست» پاسخ داد که «هیچ کردی به خاطر هیچ کس و هیچ ملتی دست از هیچ وجبی از خاک کردستان برنخواهد داشت. مادامیکه در برابر دو امپراتوری ایران و عثمانی مقاومت کرده و موجودیت ملی خود را پاس داشته، ممکن نیست از این پس با تهدیدهای فردی چون نظمی افشارترس به دل راه دهد و دست از یک ذره خاک کردستان بردارد....

آقای چهرگانی: «عمومیت مردم کرد ازشعور جمعی لازم جهت زندگی اجتماعی و مسالمت آمیز برخوردار نبوده و دچار ناهنجاری‌های اجتماعی متعدد می‌باشند!» مهاجرت کردهارا به آذربایجان «توطئه کرد» می‌خوانند و خواهان بازگرداندن کردها به کردستان اند! آن هم کردستانی که شهرهای تاریخی ترکان از آن جدا شده باشد! بی شرمی در این اندیشه‌ها تا به جایی است که به آذربایجانی‌ها می‌گویند که از ازدواج و دادو ستد با کردها پرهیزکنند! این مجانین، مدعی پاسداری از حقوق مردم آذربایجان اند!

حزب استقلال آذربایجان جنوبی : «به تمامی احزاب و گروه‌های کرد که شهرهای آذربایجان از جمله اورومیه، خوی، ماکی، سالماس، سولدوز (نقده)، خانا (پیرانشهر) و سویوق بولاق (مهاباد) و غیره اخطار می‌دهد که حزب استقلال آذربایجان جنوبی اراضی آذربایجان را با هیچ شخص و گروهی مذاکره نخواهد کرد؛ ازاراضی آذربایجان (که گویا مِلک پدری ایشان است) حتی یک سانتیمترهم که باشد به احدی واگذار نخواهد شد.» در پی آمد چنین خط و نشان کشیدن‌هایی، به کردها هشدار می‌دهند که «اگر می‌خواهید در صلح و آرامش، همسایه باشیم باید از این ادعاهای خولیایی دست بردارید. در غیر این صورت، به آذربایجان اعلان جنگ می‌کنید که آن هم به نفع شما نخواهد بود.........................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 20:18  توسط ئاوات  | 

سندوس کردستان است

كلمه سندوس در بين كردها با دو تلفظ سندوس1(با تلفظ ساكن بروي حروف س،ن) و سوندوس2 ادا ميشود و به همين ترتيب در بين آذريها با دو تلفظ سلدوز3 و سولدوز4.

سُندوُس : درقرآن كريم سه بار تكرار شده به مهناي نوعي پارچه گرانبها ، پارچه ابريشمي

سندوز: يكي از آگاهان روشنفكر ادعا ميكند كه در شاهنامه فردوسي نيز با نام سندوز آمده است كه از شاهنامه شناسان عزيز ميخواهم اگر همچنين لغتي وجود دارد به ما بگويند

سندوس : در فرهنگ لغت كوردي -فارسي عبدالرحمن شرفكندي نيز به معني منطقه اي در كردستان آمده شده است

سندوس : خواهر خشایارشاه-نامنامه كردي WWW.ARIARMAN.COM

روايتي نيز در باب حمله اسكندر وجود دارد كه آنها نام اين منطقه را سندوس بمعني ((دشت پهن)) گذاشته اند باز هم از كساني كه با زبان يوناني يا تاريخ اسكندر و گزنفون آشنايي دارند ما را ياري دهند.

متن کامل نوشته را در ادامه مطلب پیگیری نمایید و خواهشمندیم در کامل کردن آن ما را یاری فرمایید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 19:36  توسط ئاوات  | 

شونیست های ایرانی

آن زمان که فرعون مصر سزوستریس سوم در 1900 سال پیش از میلاد مسیح ستون یادبودی را بر پا کرد و روی آن حک کرد که : عبور از این مرز از راه زمین، آب ،با کشتی یا به همراه رمه های گوسفند ، برای تمام سیاه پوستان ممنوع است مگر برای خرید و فروش در بازار. در غیر این صورت هیچ وقت و در هیچ مورد هیچ سیاه پوستی حق ندارد با قایق در ورای ناحیه ها ، از رودخانه نیل به طرف دریا پیش رود. اصلا فکرش را هم نمی کرد که در 4000 سال بعد و در دنیایی مدرن نژاد گرایی یکی از بزرگترین معضلات بشری باشد.
نژاد گرایی شاید بر خلاف دیگر معضلات کنونی بشر که مربوط به جهان سوم می باشد سرچشمه هایش به دنیای مدرن باز می گردد. البته در زمان کنونی نیز کشور های غربی و مدرن سرشار از نژاد گرایی هستند.البته این بدان معنا نیست که کشور های جهان سوم عاری از نژاد گرایی هستند که اتفاقا نژاد گرایی در بعضی از این کشور ها بیداد می کند. مرز بندی های سیاسی در آفریقا و آسیا یکی از مهمترین عوامل گسترش نژاد گرایی در جهان سوم بوده است. در این نوشته سعی بر بررسی نژاد گرایی ایرانی و ارتباط آن با کورد ها است.
با روی کار آمدن صفویان تضاد حکومتی و قومی در ایران دگرگون شد و امپراتورئی شکل گرفت که تمام اقوام و مذاهب ایرانی را تحت لوای مذهب تشیع قرار داد.البته صفویان با تغییراتی که در اسلام عربی ایجاد کردند و با تلفیق آن با هویت ایران باستان گونه ای نوین از نژاد گرایی را در ایران به وجود آوردند. و این آغازی نو بود بر نژاد گرایی ایرانی . بعد از این دوران کورد ها به عنوان ملتی تحت سلطه،انواع ستم ها و ظلم ها را تجربه کردند.
بعد از انقلاب مشروطه و شکل گیری احزاب به صورت شبه مدرن در ایران نژاد گرایی در درون این احزاب نهادینه شد.حزب توده هر چند ایدئولوژیش مارکسیستی بود و مارکسیسم اساسا نقطه مشترکی با نژاد گرایی نداشت اما اعضا و کادر رهبری این حزب دارای اندیشه های شونیستی و نژاد گرایانه بودند . دیگر احزاب ایرانی نیز اعم از ملی گراها و مذهبی ها به گونه ای دارای اندیشه های نژاد گرایانه و شونیستی بودند . بعد از شکل گیری انقلاب 57 در ایران و روی کار آمدن مذهبیون نژاد گرایی ایرانیان بر علیه کورد ها به اوج خود رسید. روحانیون با استفاده از مذهب و آمیختن آن با ملیت فارس (ایرانیزه کردن اسلام) مردم ایران را بر علیه کوردها تحریک کردند. اقدامات قهر آمیز و مسلحانه حکومت در سال 58 به کوردستان اوج شونیسم و نژاد گرایی ایرانیان بود.در این سال بود که رژیم مذهبی ایران پس از تصویب قانون اساسی نژاد گرایانه خود و عدم توجه به سایر مذاهب و ملل دیگر در آن به کوردستان حمله ور شد و کوردها را مورد شدید ترین حملات قرار داد. بدین جرم که خواستار به رسمیت شناخته شدن حقوقشان از سوی دولت مرکزی بودند.آنان خواستار ایجاد سیستمی بودند که با همه در آن بر اساس انسانیت رفتار گردد نه بر اساس نژاد و مذهب.

شونیسم ایرانی حتی خواندن و نوشتن به زبان کوردی را تهدیدی می دانست بر علیه اقتدار خودش.

یکی از مسایل قابل توجه در این باره این امر می باشد که مردم ایران نیز با این حرکت نژاد گرایانه حکومت کاملا همراهی کردند. پس از صدور فرمان حمله به کوردستان مردم زیادی از زنجان و رشت و اردبیل گرفته تا اصفهان و یزد و کرمان داوطلب اعزام به کوردستان شدند تا مزد تجزیه طلبان به روایت هیات حاکمه را کف دستشان بگذارند.زمانی که حکومت کورد ها را در کوردستان قتل و عام می کرد چه کسی ، کدام حزب ایرانی ، کدام گروه با این امر مخالفت کردند. اکثریت روشنفکران ایرانی و تقریبا تمام احزاب ایرانی آن زمان اعم از نهضت آزادی ، ملی مذهبی ها و حتی مردم عامه هم به نوعی موافق حمله به کوردستان بودند.

در هنگامه ای که ایرانی ها احساس خطر کنند تاریخ و تجربه ثابت کرده است که از هر نوع جنایتی بر علیه کورد ها ابایی نخواهند داشت. با نگاهی به حوادث بزرگ و فجایع بزرگ تاریخی کوردها از جمله جریان جمهوری مهاباد، قیام سال 58، حوادث قارنا و ایندرقاش ، حوادث تابستان 84و... مشخص خواهد شد که در تمام موارد ایرانیان در نقطه مقابل کوردها قرار داشته اند. نزدیکترین حادثه به زمان ما حوادث تابستان 84 باشد. هیچ کدام از احزاب ایرانی اعم از ملی گراها و مذهبی ها این جنایات را محکوم نکردند . در اروپا به مخالفت با این اقدام تظاهرات و مخالفت های زیادی صورت گرفت اما در ایران دریغ از حتی یک مخالفت و محکومیت کوچک.
حکومت ایران با اقداماتی از این قبیل کوردها را جدا از بدنه جامعه ایران قرار می دهد و جالب این جاست که آنان را تجزیه طلب می نامد.
احزاب کورد اعم از حزب دمکرات، کومه له و...با مبحث شونیسم و پیامد های آن به شیوه ای مبتدیانه بر خورد کرده و می کنند. شونیست های ایرانی مبنای رفتارشان را بر انکار ملت کورد، زبانشان ، فرهنگ و پیشینه تاریخیشان قرار داده اند.اما با این حال احزاب کوردی در در کنفرانس هایی شرکت می کنند که طرف اصلی و برگزار کننده آن همین شونست ها هستند.در کنفرانس های خود از همین شوینیست ها دعوت می کنند، با همین شونیست ها به گفتگو می نشینند و در بعضی موارد گفته های این شونیست ها را تایید می کنند. تفرقه افکنی این شونیست ها در بسیاری از موارد باعث ایجاد بحران در احزاب کورد شده است. با وجود این همه مشکلاتی که شونیست ها برای کوردها و احزابشان ایجاد کرده انداحزاب کرد هنوز هم دست از حمایت از آنان بر نمی دارند.

شونیست هایی که خواستار کسب قدرت در ایران هستند و به قول خودشان می خواهند مسایل کوردستان را حل کنند از قماش همان فاشیست ها ترکیه هستند که در اوایل سده بیستم بر روی کار آمدند و در اوایل خود را حامی کورد ها می دانستند اما نهایتا آن همه فاجعه و جنایات را به بار آوردند. در کل باید گفت که لازمه مبارزه ایجاد احزابی است که موضع گیری های به موقع، منطقی و عاقلانه و بدون تزلزل داشته باشند و به صورتی حرفه ای عمل کنند که دیگر زمانه مبتدیانه رفتار کردن به سر آمده است

+ نوشته شده در  ساعت 9:45  توسط ئاوات  |